آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

27

سفرنامه كازاما ( فارسى )

هزار « شاكو » « 1 » كشيده است . گه‌گاه ميان كوه‌هاى سراسر پوشيده از برف و درّه‌هاى آن پايين ، روستاهاى كوچك ديده مىشد . به بالا كه نگاه مىكرديم ، آسمان ايران به رنگى آبىتر از آن كه وصفش را شنيده بوديم ، به چشم مىآمد ، و زير پايمان بستر برف يا ابر گسترده بود . يك ساعتى كه هواپيما در بلندى حدود 4200 تا 4500 مترى پرواز مىكرد ، جز رنگ آبى و سفيد ( آسمان و ابر و برف ) بىپايان چيزى پديدار نبود . قزوين كوه‌ها را كه پشت‌سر گذاشتيم ، قزوين در چشم‌اندازمان پيدا شد . اين شهر شهرهء تاريخى ، مكانى دلپذير است . هارون الرشيد در اينجا كاخ و سرايى داشت . « 2 » هارون خليفه كه از اواخر قرن هشتم تا اوايل قرن نهم با قدرت حكومت مىكرد به هنرپرورى نامور بود . نام اين شهر ( و نيز تبريز ) در شعر

--> ( 1 ) . « شاكو » واحد طول ژاپنى برابر حدود يك پا ( فوت ) انگليسى ، يا 30 / 30 سانتيمتر است . اندازهء طول و مسافت‌هايى كه به اين واحد ياد شده است ، از اين پس به معادل واحد مترى نوشته خواهد شد . ( 2 ) . اشاره است به « طاق هارونى » يا مسجد كوچكى كه در زمان هارون الرشيد توسط ذكريا نامى ساخته شد . در « مينودر يا باب الجنه : تاريخ و جغرافياى قزوين » مىخوانيم : « مسجد منسوب به هارون الرشيد خليفهء عباسى . . . در سال 192 هجرى هنگامى كه رهسپار خراسان بود ( و سر راه به قزوين آمد ) مسجد جامعى به ساخت و مستغلاتى خريد و وقف بر آن بقعه نمود كه به رشيديات مشهور شد . به روايت ديگر بناى جامع را به قاضى ابو الحسن محمد بن يحيى بن ذكريا كه سمت امامت و قضاوت قزوين را داشت واگذار نمود ، ليكن پيش از اتمام آن قاضى به اتهام رفض معزول شد ، اما بسى برنيامد كه بار ديگر با همان سمت‌هاى نخستين به قزوين بازگشت و جامع را به اتمام رسانيد كه اكنون به طاق هارونى معروف است و بايد آن را نمونهء مساجد دوره‌هاى اول اسلامى دانست كه بسيار ساده و عارى از هرگونه تكلف است ؛ ديوارهاى آن با آجر بنا شده و مسقف به طاق آجريست . » ( تأليف محمد على گلريز ، دانشگاه تهران ، 1368 ، چاپ دوم ، ص . 1 : 513 و 514 . )